چرخش در اقتصاد دیجیتال؛ سازندگان در آستانه سهمگیری از بازارهای ثانویه
بلوغ فناوریهای بلاکچینی و شفافتر شدن موضع نهادهای ناظر، مسیر تازهای را در اقتصاد دیجیتال گشوده است؛ مسیری که میتواند سازندگان محتوا و محصولات دیجیتال را پس از سالها به بازیگران اصلی بازارهای ثانویه تبدیل کند.

به گزارش «نبض فناوری»، هارَنگ جو و میثم محمد در مقالهای در هاروارد بیزینس ریویو تأکید کردهاند که «حق امتیاز فروش مجدد دیجیتال» از یک مفهوم نظری عبور کرده و در حال تبدیل شدن به مدلی عملی در بازارهای دیجیتال است. به گفته این دو پژوهشگر، پیشرفت فناوری و تغییر رویکردهای تنظیمگری، قواعد بازی را در بازارهای ثانویه دگرگون کرده است.
بازارهای ثانویه دیجیتال سالهاست که بهصورت غیررسمی یا در فضای خاکستری فعالیت میکنند؛ بازاری که سالانه میلیاردها دلار گردش مالی دارد، اما سهمی برای سازندگان اصلی در نظر نمیگیرد. نمونه بارز این وضعیت در صنعت موسیقی، کنسرت و فروش بلیت دیده میشود؛ جایی که برگزارکننده ریسک تولید را میپذیرد، اما سود جهش تقاضا نصیب دلالان میشود. همین شکاف میان ارزش واقعی بازار و درآمد تولیدکننده، دولتهایی مانند بریتانیا را به فکر محدودسازی فروش مجدد بالاتر از قیمت اسمی انداخته است.
نویسندگان مقاله معتقدند دو تحول اساسی این وضعیت را تغییر داده است. نخست، توسعه قراردادهای هوشمند و استانداردهای جدید مانند ERC-721-C که امکان اجرای خودکار و غیرقابل دور زدن حق امتیاز فروش مجدد را فراهم میکند. در این مدل، سهم خالق اثر پیش از نهایی شدن هر معامله بهصورت خودکار کسر میشود؛ فارغ از اینکه معامله در کدام پلتفرم انجام شده باشد.
تحول دوم، شفافتر شدن فضای مقرراتی است. اظهارنظرهای اخیر نهادهای ناظر در آمریکا نشان میدهد بسیاری از داراییهای دیجیتال مرتبط با حق خالق، لزوماً اوراق بهادار تلقی نمیشوند. این تغییر لحن، فضای امنتری برای آزمون مدلهای جدید درآمدی در اقتصاد دیجیتال ایجاد کرده است.
بر اساس این تحلیل، همه داراییهای دیجیتال قابلیت ورود به این مدل را ندارند و سه شرط «مالکیتپذیری، دوام و قابلیت انتقال» برای اعمال حق امتیاز فروش مجدد ضروری است. کلکسیونهای دیجیتال، بلیت رویدادها، داراییهای مجازی، آیتمهای درونبازی و مجوزهای نرمافزاری قابل انتقال از جمله حوزههایی هستند که بیشترین پتانسیل را دارند.
در صورت تثبیت این روند، رابطه شرکتها با مشتریان نیز تغییر خواهد کرد. فروش یکباره جای خود را به جریان درآمدی مداوم میدهد و در عین حال، دادههای ارزشمندی از قیمتها و میزان تقاضا در بازارهای ثانویه در اختیار سازندگان قرار میگیرد؛ دادههایی که میتواند به بهینهسازی عرضه و طراحی محصولات آینده کمک کند.
با این حال، نویسندگان هشدار میدهند که تعیین نادرست نرخ حق امتیاز میتواند به کاهش نقدشوندگی بازار و مهاجرت کاربران به پلتفرمهای غیرقانونی منجر شود؛ تجربهای که در دوران اوج NFTها نیز مشاهده شد. از همین رو، ورود تدریجی، اجرای پروژههای آزمایشی و تنظیم پویای نرخها بهعنوان مسیر منطقی توسعه این مدل پیشنهاد شده است.
در مجموع، «حق امتیاز فروش مجدد دیجیتال» میتواند نقطه عطفی در اقتصاد دیجیتال باشد؛ مدلی که اگر بهدرستی اجرا شود، هم منافع سازندگان را تأمین میکند و هم بازارهای ثانویه را از فضای خاکستری به اقتصاد رسمی نزدیکتر میسازد.