اخبار فرهنگی و هنری

مهربانی و همبستگی اجتماعی، دو نماد رمضان برای تمرکز رسانه‌ها

خبرگزاری مهر

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت: رسانه‌های مکتوب و مجازی به عنوان یکی از ارکان اصلی قدرت نرم و شکل‌دهی به فرهنگ عمومی، نقشی بی‌بدیل در ترویج فرهنگ ماه مبارک رمضان ایفا می‌کنند. این نقش‌آفرینی از دو مسیر اساسی قابل پیگیری است؛ نخست، از طریق تکرار پیام‌های هدفمند و تولید محتوای جذاب و کاربردی که به زندگی واقعی مردم نزدیک باشد و بتواند مفاهیم رمضان را در قالب‌های متنوعی مانند سریال، انیمیشن، کلیپ‌های کوتاه و پویش‌های مجازی به باور عمومی تبدیل کند. دوم با تمرکز بر دو شاخصه اصلی برگرفته از فلسفه روزه‌داری یعنی همبستگی اجتماعی و حس همدلی و مهربانی.

رسانه‌ها می‌توانند با برجسته‌سازی جلوه‌هایی مانند افطاری‌های ساده، کمک به نیازمندان و مواسات، ابعاد اجتماعی این ماه را پررنگ‌تر از جنبه‌های فردی آن به تصویر بکشند. علاوه بر این، رسانه‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و همچنین توانمندسازی والدین برای نقش‌آفرینی فعال در انتقال این فرهنگ به نسل کودک و نوجوان، می‌توانند زمینه‌ساز نهادینه‌سازی ارزش‌های رمضان در لایه‌های عمیق‌تر جامعه شوند. به همین بهانه گفت‌وگویی با غلامرضا جهانی پژوهشگر رسانه انجام داده‌ایم.

* رسانه‌های ما اعم از مکتوب و مجازی تا چه اندازه می‌توانند در ترویج فرهنگ ماه رمضان نقش آفرین باشند؟

واقعیت این است که رسانه‌ها در عصر جدید از یک سو به عنوان یکی از ارکان قدرت مطرح هستند و از سوی دیگر یکی از اصلی‌ترین عناصر شکل‌دهی به فرهنگ و باورهای جامعه به شمار می‌روند. اگر فرد، حزب یا گروهی بتواند بر کرسی رسانه تسلط یابد و فرهنگ جامعه را در دست بگیرد، به عنوان قدرتمندترین جریان در آن منطقه یا کشور شناخته می‌شود. دلیل این امر آن است که قدرتی که از این راه به دست می‌آید، برگرفته از فرهنگ و باورهای آن جامعه است.

با این مقدمه، اگر بخواهیم الگویی از هندسه فرهنگی ترسیم کنیم و جایگاه رسانه را در آن بیابیم، گرچه این مباحث پیشتر مورد بررسی قرار گرفته‌اند، اما می‌توان به چند محور اساسی اشاره کرد که هر یک مکمل دیگری است: نخست، تکرار پیام‌های هدفمند. رسانه‌ها می‌توانند از طریق تکرار پیام‌های هدفمند، مفاهیم مورد نظر خود را به باور عمومی تبدیل کنند. این پیام‌ها با تکرار مکرر، ذهن مخاطب را هدف می‌گیرند و به تدریج در باور او نهادینه می‌شوند.

دوم، تولید محتوای کاربردی و جذاب است. محتوای تولید شده باید در قالب پیام‌هایی ارائه شود که به زندگی واقعی مردم نزدیک باشد. یکی از دلایلی که باعث شد سریالی مانند «پایتخت» با اقبال گسترده مردم مواجه شود، همین نزدیکی به زندگی واقعی بود. تک‌تک کاراکترهای آن سریال را می‌شد در زندگی عینی خودمان پیدا کرد و گفت «فلانی شبیه فلانی است». وقتی مردم نمونه عینی شخصیت‌ها را در اطراف خود می‌بینند، پیام به شکلی مؤثرتر منتقل می‌شود. تولید محتوای کاربردی و جذاب باید در قالب‌های متنوعی مانند سریال‌های کوتاه، انیمیشن‌های مفهومی، کلیپ‌های طنز در رسانه مجازی و همچنین در رسانه مکتوب دنبال شود.

سوم، اهمیت مخاطب‌شناسی است. مخاطب‌شناسی در بحث رسانه فوق‌العاده مهم است. مخاطب ما گاهی جامعه نخبگانی است که باید برنامه‌ریزی و طرح‌ریزی خاصی برای ارتباط با آنها داشت و گاهی عموم جامعه که مدل برخورد و قالب‌های ارتباطی متفاوتی می‌طلبد. در مواجهه با مخاطبان عمومی، تمرکز اصلی باید بر زندگی و مسائل روزمره آنها باشد.

در ماه رمضان می‌توان دو شاخصه کلی را از دل آموزه‌های دینی استخراج کرد و به عنوان نمادهایی برای تمرکز رسانه‌ها معرفی کرد؛ یکی همبستگی اجتماعی و دیگری حس همدلی و مهربانی.

در روایات و آیات ما درباره رمضان آمده است که گرسنگی و تشنگی را تجربه کنید تا به یاد محرومان باشید. این دقیقاً همان حس همدلی را در ما زنده می‌کند. اگر رسانه مکتوب و سایر رسانه‌ها بتوانند بر بعد اجتماعی روزه‌داری تمرکز کنند و آن را پررنگ نمایند، موفق خواهند بود.

البته بعد ارتقای معنوی و تقوا جایگاه خود را دارد و در آیات و روایات به آن پرداخته شده است، اما اگر بعد اجتماعی را مد نظر قرار دهیم، می‌توانیم دو جریان را در رسانه‌ها جاری کنیم؛ یک، همبستگی اجتماعی؛ بارها مشاهده کرده‌ایم که افطاری‌های ساده خیابانی چقدر در ایجاد این همبستگی مؤثر بوده است. رسانه می‌تواند ابعاد مختلف این همبستگی را بررسی کند و نشان دهد که روزه‌داری چه اهدافی را برای افزایش انسجام اجتماعی دنبال می‌کند.

دو، در بسیاری از مباحثی که درباره رمضان مطرح می‌شود، جنبه رسیدگی اهل یک خانواده به نیازمندان پررنگ است. این در حالی است که اهل خانواده طول سال نیز این کار را انجام می‌دهند، اما در رمضان این موضوع جلوه بیشتری می‌یابد، زیرا هدف، تقویت همان حس همدلی و مهربانی است.

* با این تفاسیر رسانه‌ها باید روی چه مباحثی تمرکز داشته باشند؟

رسانه باید بر دو شاخصه همبستگی اجتماعی و حس همدلی تمرکز ویژه داشته باشد تا بتواند فرهنگ روزه‌داری و رمضان را با تأکید بر بعد اجتماعی آن پررنگ کند و از پرداختن صرف به ابعاد فردی فراتر رود.

برای نمونه، کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» که بیانات مقام معظم رهبری در نیم قرن پیش و در ماه مبارک رمضان است، تماماً به مباحث اصول اعتقادی در قرآن می‌پردازد. اما نکته جالب توجه این است که ایشان در آنجا مباحث اجتماعی مانند نبوت را به گونه‌ای مطرح می‌کنند که هنوز هم بسیاری از خوانندگان معتقدند زندگی‌شان به دو بخش قبل و بعد از خواندن این کتاب تقسیم می‌شود. دلیل این تأثیرگذاری عمیق، پررنگ کردن همان بعد اجتماعی است.

ایجاد تعادل میان جنبه‌های عبادی و نیازهای مخاطب یکی دیگر از مباحث است؛ برای ایجاد تعادل میان جنبه‌های عبادی ماه رمضان و نیازهای فردی و سرگرمی مخاطبان، باید بحث مخاطب‌شناسی را نهادینه کنیم. در گذشته، معمولاً دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و مراکز نخبگانی متولی این امر بودند، اما به نظر می‌رسد برای نهادینه‌سازی واقعی، باید به سطوح پایین‌تر و سنین قبل از تکلیف بازگردیم.

اگر بتوانیم این فرهنگ را از سنین پایین در جامعه نهادینه کنیم و همه را – چه آنهایی که مکلف به روزه هستند و چه آنهایی که هنوز به سن تکلیف نرسیده‌اند، به تدریج در فرهنگ روزه‌داری مشارکت دهیم، بعد اجتماعی این فریضه پررنگ‌تر خواهد شد.

رسانه‌های مکتوب و دیداری و شنیداری می‌توانند از مقاطع پایین‌تر مانند دبستان و راهنمایی شروع کنند. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد والدین در سال‌های اخیر رویکردی نسبتاً منفعلانه در پیش گرفته‌اند و بسیاری از وظایف تربیتی را به مدارس و نهادهای دیگر واگذار کرده‌اند. رسانه‌ها می‌توانند با کمک گرفتن از والدین و فعال‌تر کردن آنها، این خلأ را پر کنند.

اگر والدین خود از حلقه عقب‌تر بکشند، انتقال مباحث فرهنگی به نوجوانان و جوانان با مشکل مواجه می‌شود. هیچکس به اندازه پدر و مادر، فرزند خود را نمی‌شناسد. مدارس، فرهنگسراها و کانون‌ها هر یک بخشی از کار را انجام می‌دهند، اما نمی‌توانند جایگزین نقش والدین شوند. آنها بسته‌های فرهنگی عمومی ارائه می‌دهند، در حالی که والدین می‌توانند همان بسته‌ها را برای فرزند خاص خود بومی‌سازی کنند. رسانه‌ها می‌توانند با توانمندسازی والدین، آنها را به کنشگرانی فعال در این عرصه تبدیل کنند.

* رسانه‌ها در آینده چگونه می‌توانند از فناوری‌های نوینی مانند هوش مصنوعی برای ترویج فرهنگ استفاده کنند؟

باید گفت که بحث هوش مصنوعی بسیار عمیق و پیچیده است. متأسفانه در کشور ما، با وجود گام‌های خوبی که اخیراً برای بومی‌سازی هوش مصنوعی برداشته شده، همچنان غالباً از نمونه‌های خارجی با دیتابیس بین‌المللی استفاده می‌شود که این امر به وابستگی بیشتر دامن می‌زند.

رسانه‌ها باید راهکارهایی ارائه دهند تا مخاطبان، به ویژه نسل جوان، یاد بگیرند چگونه به صورت هدفمند از این ابزارها استفاده کنند. اینکه بدانند چه محتوایی را دنبال کنند، تا چه حد از آن استفاده نمایند و چگونه وابستگی خود را مدیریت کنند، بسیار حیاتی است.

امروزه هوش مصنوعی تا حدی پیش رفته که خلأهای زندگی افراد را پر می‌کند؛ گاهی حتی جای خالی مادر را پر می‌کند یا خلأهای عاطفی را پوشش می‌دهد. بارها در میان دانشجویان و نوجوانانی که با آنها کار کرده‌ام، مشاهده کرده‌ام که وابستگی بیش از اندازه به این ابزار پیدا کرده‌اند. رسانه باید این پیام را منتقل کند که هدف از هوش مصنوعی تأمین تمام نیازهای ما نیست و نباید اجازه دهیم این وابستگی شکل بگیرد.

البته این مسئله به حکمرانی فرهنگی نیز بازمی‌گردد. باید اقدامات اساسی برای توسعه هوش مصنوعی بومی انجام شود. خوشبختانه فعالیت‌هایی در این زمینه در جریان است و اگر این تلاش‌ها به نتیجه برسد، تأثیرگذاری آن بسیار بیشتر خواهد بود.

* پویش‌ها و کمپین‌ها چه نقشی در ترویج فرهنگ ماه رمضان دارند؟

در مورد تأثیرگذاری پویش‌ها و کمپین‌ها باید گفت که این ابزارها نیز اگر در چارچوب همان بعد اجتماعی؛ یعنی همبستگی اجتماعی و حس همدلی طراحی شوند، می‌توانند بسیار مؤثر واقع شوند. ممکن است قالب‌ها و فرمت‌های این پویش‌ها متفاوت باشد و هر کس به زبان خودش با موضوع ارتباط برقرار کند.

در انتقال فرهنگ، همواره تأکید بر غیرمستقیم بودن آن است. پیام‌های مستقیم معمولاً تأثیر کمتری دارند، اما اگر بتوانیم چند مرحله قبل‌تر اقدام کنیم و زمینه را فراهم آوریم تا خود فرد به نتیجه مطلوب برسد، تأثیرگذاری عمیق‌تر خواهد بود. اگر پویش‌ها بتوانند در این مسیر حرکت کنند و نتایجی مانند زیست مؤمنانه را به صورت غیرمستقیم هدف قرار دهند، موفق خواهند بود.

به جای اینکه دائماً معارف را به صورت مونولوگ و مستقیم تکرار کنیم، باید به سراغ هدفی برویم که آن معارف دنبال می‌کنند. آن هدف را در قالب یک کمپین یا پویش با پوششی اجتماعی ارائه دهیم. همانطور که اشاره شد، همبستگی اجتماعی و حس همدلی که در روایات بر افطاری دادن و ارتباطات خانوادگی و خیابانی تأکید شده است، می‌تواند بستر مناسبی برای این پویش‌ها باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا