۸ بازی ویدیویی که قهرمانانشان بحران میآفرینند

در بازیهای ویدیویی، به طور معمول قهرمانان زیادی وجود دارند که در برابر شرارتها میایستند و نقشههای شوم دشمنان را نقش بر آب میکنند. اما گاهی اوقات، مشکل اصلی نه از جانب افراد شرور، بلکه از سوی خود قهرمان است. در واقع قهرمان داستان، ناخواسته همهچیز را به هم میریزد و در نهایت مجبور میشود مشکلات خود را جبران کند.
در اغلب موارد، این اتفاق به صورت ناآگاهانه یا تصادفی رخ میدهد. به عنوان مثال، قهرمانان انتخاب اشتباهی انجام میدهند، فرد نادرستی را میکشند، یا فریب میخورند و دست به کاری اشتباه میزنند. اما جدا از علت، در نهایت این قهرمان است که مقصر مشکلات به شمار میرود. در ادامه به چند بازی ویدیویی میپردازیم که در آنها، قهرمانان بیش از آنکه ناجی باشند، خود عامل ایجاد بحران هستند.
هشدار: این مطلب بخشهایی از داستان بازیها را اسپویل میکند
۸. Spider-Man: Shattered Dimensions
مرد عنکبوتی یکی از اخلاقمدارترین قهرمانان دنیای سرگرمی محسوب میشود، به طوری که معمولاً انتظار نمیرود خود او منبع اصلی مشکل و دردسر باشد. با این حال، او در ابتدای بازی Spider-Man: Shattered Dimensions، به طور ناخواسته باعث بروز مشکلی بزرگ میشود.
اسپایدی در جریان تلاش برای جلوگیری از سرقت «لوح نظم و آشوب» توسط Mysterio، بهطور تصادفی این شیء قدرتمند را نابود میکند. این اتفاق موجب بر هم خوردن تعادل در چندجهان شده و Mysterio نیز موفق میشود یکی از تکههای لوح را با خود ببرد. در پی این حادثه، Madame Web وارد عمل میشود و از اسپایدی و دیگر نسخههای مرد عنکبوتی در دنیاهای مختلف میخواهد تا قطعات پراکنده شده لوح را پیدا کرده و دوباره آن را به هم متصل کنند تا تعادل به جهانها بازگردد.
۷. سری The Last of Us
هیچیک از شخصیتهای اصلی در نسخه اول یا دوم The Last of Us را نمیتوان مسبب شیوع ویروسی دانست که به نابودی بشریت در جهان منجر شد. با این حال، در پایان بازی اول، جوئل تصمیمی میگیرد که تأثیرات عمیقی بر آینده داستان دارد؛ او برای نجات الی، به تنهایی بسیاری از افراد گروه فایرفلای را در بیمارستان به قتل میرساند.
در میان قربانیان، پدر ابی، یکی از شخصیتهای اصلی بازی دوم، حضور دارد. همین موضوع زمینهساز انتقام ابی در The Last of Us Part 2 میشود. او جوئل را به قتل میرساند و این بار، الی تصمیم میگیرد برای انتقام وارد عمل شود. درگیری شدید و پیچیده میان ابی و الی، به مرگ چندین نفر از دوستان آنها منجر میشود و خسارات روحی و روانی جبرانناپذیری بر جای میگذارد. تمام این چرخه تراژیک، در نهایت از تصمیم جنجالی جوئل در پایان بازی اول آغاز میشود. این تصمیم پیامدهای سهمگینی به دنبال داشت.
۶. Metal Gear Solid
ماموریت سالید اسنیک در بازی Metal Gear Solid نفوذ به جزیره Shadow Moses و جلوگیری از حملهی هستهای تروریستها است. در جریان داستان مشخص میشود که راهاندازی سیستم شلیک موشک نیاز به کدهای دسترسی دارد و به نظر میرسد تروریستها به این کدها دست یافته و Metal Gear Rex را مسلح کردهاند.
با این حال، اسنیک به یک کارت PAL دست پیدا میکند که میتواند سیستم را فعال یا غیرفعال کند. او که تصور میکند با استفاده از کارت جلوی فاجعه را خواهد گرفت، آن را به کار میگیرد، اما خیلی زود متوجه میشود که خود او یک ماشین هستهای جنگی به نام Rex را فعال کرده است.
در واقع تروریستها هرگز به کدهای فعالسازی دست نیافته بودند و نمیتوانستند Metal Gear Rex را بدون کمک کارت PAL فعال کنند. آنها با فریبکاری او را وادار به استفاده از کارت کردند. در نتیجه، اسنیک ناخواسته تهدیدی عظیم را عملیاتی میکند و نقش کلیدی در بحرانی ایفا میکند که قرار بود جلوی آن را بگیرد.
۵. Portal 2
GlaDOS در بازی Portal 2 هوش مصنوعی بیثباتی است که Chell را در مجموعه عظیم Aperture Science زندانی میکند و او را وادار به انجام آزمایشهای پیدرپی میسازد. هنگامی که Chell بار دیگر در Portal 2 با این دشمن قدیمی روبهرو میشود، منطقی به نظر میرسد که با Wheatley، هوش مصنوعی بامزه اما سادهلوح، همپیمان شود تا GlaDOS را سرنگون سازد.
این دو در نهایت موفق میشوند و Chell کنترل مجموعه را به Wheatley میسپارد و او را به جای GlaDOS قرار میدهد. اما خیلی زود، قدرت جدید باعث جنون Wheatley شده و او به نسخهای جدید از همان دشمن سابق یعنی GlaDOS تبدیل میشود.
۴. The Quarry
بازی The Quarry داستان گروهی از نوجوانان را روایت میکند که تصمیم میگیرند شب خود را در کمپ تابستانی بگذرانند. اما زمانی که آنها با شکارچیان مرموز و موجوداتی وحشی شامل گرگینهها روبهرو میشوند، کابوسشان آغاز میگردد. در جریان داستان، ممکن است اوضاع برای گروه بهشدت وخیم شود، چراکه احتمال کشته شدن همه شخصیتها وجود دارد.
نکته تلخ ماجرا این است که تمام این حوادث میتوانستند رخ ندهند، اگر آنها طبق برنامه در طول روز کمپ را ترک میکردند. اما این اتفاق نیفتاد، چراکه Jacob، یکی از شخصیتهای قابل بازی، به طور عمدی خودروی آنها را خراب کرد تا بتواند یک شب دیگر را در کنار Emma سپری کند. هرچند Emma یکی از جذابترین و دوستداشتنیترین شخصیتهای بازی محسوب میشود، ولی با نگاهی به گذشته، تصمیم Jacob بدون شک یک اشتباه بزرگ بود.
۳. Prototype
شخصیت اصلی بازی Prototype فردی فراموشکار به نام Alex Mercer است. او به مانند دیگر ساکنان منهتن، باید در مقابل یک ویروس مرگبار بایستد اما طی اتفاقاتی، این ویروس او را به موجودی جهشیافته با قدرتهایی خارقالعاده تبدیل میکند. الکس این تواناییها را بهطور عمدی برای متوقف کردن شیوع ویروس و مقابله با تهدیدهای ناشی از آن به کار میبرد.
در اواسط بازی، حقیقتی تکاندهنده آشکار میشود. الکس آغازگر این فاجعه بوده است. پیش از اینکه الکس به موجودی قدرتمند تبدیل شود، او دانشمندی بود که روی همین ویروس تحقیق میکرد. او یکی از نمونههای ویروس را نابود و بهطور ناخواسته آن را در سطح شهر رها کرد؛ اتفاقی که آغازگر آخرالزمان شد. نسخهای از Alex Mercer که بازیکن آن را کنترل میکند، در واقع ترکیبی از خاطرات دکتر مرسر و ذات خود ویروس است. موجودی که حاصل ترکیب علم و فاجعه محسوب میشود.
۲. Resident Evil Village
بازی Resident Evil Village در جایی آغاز میشود که ایتن وینترز به همراه همسر و فرزندش شبی خوش را سپری میکند. اما این فضای صمیمی طولی نمیکشد، چراکه کریس ردفیلد، شخصیت مشهور این فرنچایز، بهطور ناگهانی وارد شده و همسر ایتن را به ضرب گلوله از پا درمیآورد.
البته واقعیت ماجرا پیچیدهتر از این است؛ شخصی که کشته میشود، در حقیقت همسر واقعی ایتن نیست، بلکه موجودی تغییرشکلدهنده است که خود را به جای او جا زده. اما ایتن از این موضوع بیخبر است و کریس نیز بنا به دلایلی نامعلوم، حقیقت را با او در میان نمیگذارد. کریس و تیمش همچنین دختر ایتن را با خود میبرند تا از او در برابر تهدید این موجود تغییرشکلدهنده محافظت کنند، اما طولی نمیکشد که آنها کنترل اوضاع را از دست داده و بچه را گم میکنند.
این اتفاقات، آغازگر سفری دلهرهآور برای ایتن میشود. سفری که او تلاش میکند دخترش را نجات داده و دلیل این همه اتفاق ناگوار را پیدا کند. در این مسیر، او نهتنها بخشی از اعضای بدن خود را از دست میدهد، بلکه سلامت روانش نیز بهشدت آسیب میبیند. تجربهای که میتوانست بسیار کمخطرتر باشد، اگر کریس ردفیلد از ابتدا حقیقت را با او در میان میگذاشت.
۱. Borderlands 1 و Borderlands 2
شما در Borderlands کنترل گروهی از شکارچیان Vault را برعهده دارید که هدف آنها پیدا کردن Vault اسرارآمیز است؛ جایی که گفته میشود گنجینههای عظیمی در آن جای گرفتهاند. این جستوجو به پایان بازی میانجامد، جایی که قهرمانان موفق به باز کردن یکی از این Vaultها شده و با یک هیولای غولآسا روبهرو میشوند. برای جلوگیری از تخریب، شکارچیان Vault این موجود را از بین میبرند، اما در این فرآیند، یک عنصر جدید به نام Eridium آزاد میشود.
این اتفاق به طور مستقیم به داستان بهترین بازی در سری Borderlands، یعنی Borderlands 2، منجر شد؛ جایی که شرکت Hyperion به رهبری Handsom Jack و با استفاده از Eridium، سیاره پاندورا را تحت کنترل خود درمیآورد و به تهدیدی جدید تبدیل میشود. همه این وقایع بهطور غیرمستقیم به لطف شکارچیان Vault در بازی اول رخ داده است.
منبع: TheGamer